تبليغاتX
عشق_تو
×××..::دوستت دارم (پگاه)::..×××
بازهم برای تو مینویسم تا بدانی که یادتو در لحظه لحظه من جاریست.

باز هم از دیوارهای فاصله عبور میکنم

ودر ژرفای لحظه باتوبودن گم میشوم

و در آن لحظه رویایی اوج در دریای بی پایان چشمانت غرق میشوم

تا در آن لحظه در نگاه تو گم شوم

تا خودم را بیابم واز زندان لحظه های بی تو رها شوم

.....شاید بتوانم به رویای با توبودن برسم.

و چه رویای شیرینی است رویای با توبودن

رویایی که دست من را به دستان گرم تومیرساند

آنگاه من در گرمای وجود تو ذوب میشوم

در آن زمان دیگر زبان از سخن گفتن عاجز است.

در این رویای دلنشین تنهای دلهای ما هستند که باهم نجوا میکنند،

گویی از پیوند دستهای ما روح ما هم به هم پیوند خورده...

 

و چه زیباست رویای با توبودن

+ نوشته شده در  2009/5/2ساعت 8:13 PM  توسط عاشق پگاه | 
خیلی دیر رسیدی ای دوست

                                           هفت تا کفن پوسوندم
پیرهن سیاه تنت کن

                                            من فقط یه استخونم 

         ببین چی کردی با من                                

                                           فکر کن فقط یه لحظه

                               نذار دیگه بیشتر از این تنم تو گور بلرزه 

ازت یه خواهشی دارم زیر طابوتم و نگیر

وقتی که رفتم زیر خاک قبر منو بقل نگیر

                       حالا دیگه راحته راحتی هر کاری که میخوای بکن

              منو به کی فروختی مفت                          برو واسه همون بمیر

فقط تا هفت روز سیاه تنت کن

                                                   شبای جمعه یادی از ما کن

عشقی که بردی باشه حلالت                   عمری که بردی باشه حرومت

فقط بدون روز قیامت جلوی راه تو رو میگیرم

                       تقاص این عمری که از دست رفته رو ازت میگیرم

+ نوشته شده در  2008/6/16ساعت 1:23 AM  توسط عاشق پگاه | 

اگر روزی مردم تابوتم رو سیاه کنید تا همه بدانند سیاه بخت بودم .

 

 بر روی سینه ام تکه یخی بگذارید تا به جای معشوقم برایم گریه کند.

 

 چشمانم را باز بگذارید تا همه بدانند چشم انتظار معشوقم بودم .

 

 و آخرین خواسته من از شما ........

 

 اینکه دستانم را ببندید تا همه بدانند خواستم ولی نتوانستم

+ نوشته شده در  2008/4/7ساعت 7:15 PM  توسط عاشق پگاه | 

من پذيرفتم که عشق افسانه است  ...    اين دل درد آشنا ديوانه است

 مي روم شايد فراموشت کنم      ...     با فراموشي هم آغوشت کنم

مي روم از رفتن من شاد باش      ...       از عذاب ديدنم آزادباش

 گر چه تو تنها تر از ما مي روي     ...      آرزو دارم ولي عاشق شوي

 آرزو دارم بفهمي درد را          ...          تلخي بر خوردهاي سرد را

+ نوشته شده در  2008/3/16ساعت 0:49 AM  توسط عاشق پگاه | 

هرگز دستي رو نگير وقتي قصد شکستن قلبش رو داري...

هرگز نگو براي هميشه وقتي مي دوني جدا ميشي...


هرگز نگو دوسش داري وقتي که بهش اهميت نميدي...


هرگز


هرگز بهش سلام نکن وقتي مي دوني خداحافظي در پيشه...


هرگز به کسي نگو تنها اونه وقتي تو ذهنت به ديگري فکر مي کني...


هرگز قلبي رو قفل نکن وقتي کليدش رو نداري...


به آسوني هرگز  از دستش نده...


شايد هيچ وقت کسي رو پيدا نکني که اينقدر دوست داشته

+ نوشته شده در  2008/3/12ساعت 10:40 AM  توسط عاشق پگاه | 
دنیا را بد ساخته اند
 
 کسی را که دوست داری تو را دوست نمی دارد
 
 کسی که تو را دوست دارد تو دوستش نمی داری
 
اما کسی که تو دوستش داری و او هم تو را دوست دارد
 
 به رسم و آیین هرگز به هم نمی رسند
 
 و این رنج است. زندگی یعنی این ....
+ نوشته شده در  2008/3/5ساعت 0:30 AM  توسط عاشق پگاه | 

خدايا چرا بعضي ها فكر ميكنن فقط خودشون آدمن ؟!

خدايا چرا بعضي ها فكر ميكنن هر چي اونا ميگن درسته ؟!

خدايا چرا بعضي ها فكر ميكنن هيچكس غرور نداره بجز خودشون ؟!

خدايا چرا بعضي ها فكر ميكنن همه غلام حلقه بگوشن و اونا شاهزاده ي قصه ها ؟!

خدايا چرا ... ؟!

خدايا مگه نگفتي همه از يك گل بوجود اومدن؟ مگه نگفتي سرشتمون يكيه؟

پس چرا...

خدايا جاي حقي ٬ صدامو ميشنوي؟

خدايا چرا بعضي ها معني محبتو نميفهمند ؟!

خدايا چرا بعضي ها با غرور پوشالي و بيجاشون ديگرانو نابود ميكنن ؟!

خدايا چرا بعضي ها خيانت ميكننو به روشونم نميارن ؟!

خدايا چرا بعضي ها از خورد شدن آدما لذت ميبرن ؟!

خدايا گوش مي كني دارم شكايت ميكنم ٬

خدايا آخه چرا بعضي ها اگه بهشون محبت ميكني٬ فكر ميكنن وظيفه بوده ؟!

خدايا چرا بعضي ها اشتباهات ديگرانو مثل پتك ميكوبن تو سر طرف اما برا خودشونو ...؟!

خدايا چرا بعضي ها جاي قلب ٬ سنگ تو سينشونه ؟!

خدايا چرا بعضي ها عشقو با هوس عوض ميكنن ؟!

خدايا چرا بعضي ها راه به راه زخم زبون ميزنن ؟!

خدايا چرا بعضي ها قسم دروغ ميخورنو ككشونم نميگزه ؟!

خدايا مگه اونا تو رو باور ندارن ؟! چرا از تو خجالت نميكشن ؟!

خدايا چرا بعضي ها ... ؟!

خدايا چي بگم كه خودت شاهدي .

خدايا كمكمون كن جزء اين بعضي ها نباشيم.

خدايا اميد چشماي گريون همه ي ما تويي ٬ نا اميدمون نكن.

خدايا كم نيستن جوونايي كه بازيچه ي همين بعضي ها ميشنو نا اميد از زندگي

خودكشي ميكنن ٬ خدايا به حق*فاطمه ي زهرا (س)* ببخششونو روحشونو شاد كن.

*****************************آمين**************************

+ نوشته شده در  2008/2/20ساعت 3:33 AM  توسط عاشق پگاه | 

اینو تقدیم میکنم به پگاه عزیزم و شما دوستان عزیز

     

                     می خوام تو دریای چشات

                       تا جون دارم شنا کنم

                     می خواکم حساب خودم رو

                            از عاشقا جدا کنم

                      فدا شدن برای تو دلیل زنده بودنه 

               می خوام عشق و جنونم و راهی قصه ها کنم 

+ نوشته شده در  2008/2/9ساعت 11:37 PM  توسط عاشق پگاه | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
نام : غم / شهرت : سرگردان / زادگاه : ویرانه / تاریخ تولد : دوران غم / شماره شناسنامه : نامفهوم / مدت محکومیت : حبس ابد / نام پدر : رنج / نام مادر : درد / نام پدربزرگ : درویش تنها / نام مادربزرگ : سلطان غم / چراغم : شمع / سقفم : اسمان / مونسم : شب / کارم : حسرت / یادم : انتظار / دردم : فراغ / فریادم : سکوت / ارزویم : تو / زندگیم : فقط تو / امیدم : فقط تو / ادرس : خیابان غمستان – میدان تنهایی – چهارراه بدبختی – خیابان رنج – کوچه (عشق تو ) ...

نوشته های پیشین
88/02/01 - 88/02/31
87/03/01 - 87/03/31
87/01/01 - 87/01/31
86/12/01 - 86/12/29
86/11/01 - 86/11/30
پیوندها
حرف حساب
شيرين مثل عسل
ghazal13
شاید همین باشد
اشک بی کسی
كلبه من
سلام.......گلم
قلب عاشق من
دختر تنها
دوباره این دل هوای با تو بودن کرده
ترانه
تا ابد عشق تو مرا بس
عشق من(باران)
فاطیما
فریاد عشق
عــــــســـــل
ღ ღشــــادی های من ღ ღ (ابجی مهرنوش)
منم و یه دنیا هرف (شیدا جون)
قصه از کجا شروع شد
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان

 

بزرگترین سایت جاوا اسکریپت ایران

.
online
Online Dating

.